وزیر ارتباطات: IP هکر سایتهای دولتی ایران در اروپاست

محمود واعظی امروز در حاشیه همایش «روابط عمومی افکار عمومی و فضای مجازی» که در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار شد، با اشاره به اخباری مبنی بر هک‌ شدن سایت‌های دولتی اظهار کرد: یکی از سایت‌ها هک شده است که  IP آن به یکی از کشورهای اروپایی بر می گردد.

وی با بیان این‌که از گذشته روش‌ها و برنامه‌های مختلفی برای صیانت از اطلاعات وجود داشته، تاکید کرد: اتفاقات امنیتی تنها مربوط به ایران نیست، بلکه در همه جای دنیا رخ می‌دهد و حتی در آمریکا و اروپا نیز برخی از سایت‌ها به هر دلیل هک می‌شود.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات خاطر نشان کرد: اقداماتی برای برقراری امنیت انجام شده و ما همواره به دنبال این هستیم که این امر به درستی پیش برود و بحث شبکه ملی اطلاعات هم برای این است که مسائل امنیتی به طور کامل انجام شود.

5656

 

داود فیرحی مطرح کرد: جهان اسلام انتخاب کند؛ رادیکالیزم یا دموکراسی‌سازی

 با ظهور بهار عربي در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا، بسياري اميدوار بودند جرياني از دموكراسي‌سازي در كشورهايي همچون، مصر، تونس، ليبي، سوريه و بحرين آغاز شود. از طرفي اخوان‌المسلمين به عنوان گروهي اسلام‌گرا و پيشرو در عقايد دموكراتيك اهل سنت، تلاش فراواني را براي ايجاد يك جريان قدرتمند براي به دست گرفتن رهبري دموكراتيك اين كشورها به راه انداخت اما در مصر حكومت اخوان بيش از يك سال دوام نداشت و محمد مرسي رييس‌جمهوري اخواني اين كشور سرنگون شد. در ليبي نيز اختلاف‌هاي داخلي به جايي كشيده شد كه اين كشور پس از پنج سال بحران هنوز در شرايط بي‌ثباتي به سر مي‌برد. سوريه نيز با جنگ داخلي گسترده و مبارزه با داعش دست و پنجه نرم مي‌كند. در بحرين نيز كماكان ديكتاتوري ادامه دارد اما تنها كشوري كه توانست از مسير دموكراسي‌سازي موفق خارج شود، تونس بود؛ كشوري كه در آن حزب النهضه با رهبري راشد الغنوشي و وابسته به اخوان المسلمين اگرچه پس از بهار عربي قدرت را در دست گرفت و حدود سه سال رهبري كشور را برعهده داشت اما توانست با تهيه يك قانون اساسي مدون كشور را در مسير دموكراسي‌سازي هدايت كند و با وجود چالش‌هاي متفاوت به صورت دموكراتيك از قدرت كنار رفت تا از حزب النهضه و شخص غنوشي به عنوان يك استثنا و يك الگو در جهان عرب نام برده شود. حالا در سال ٢٠١٦ و با گذشت پنج سال از بهار عربي در تونس كنگره دهم حزب النهضه برگزار و غنوشي اگرچه مجدد به عنوان رهبر حزب انتخاب شد اما در سخنان خود مسير جديدي را براي حزب النهضه انتخاب كرد و تونس را بر اهداف اخوان ارجحيت داد تا نشان دهد حزبي نه براي جهان عرب و اخوان بلكه حزبي مدني براي تونس است. او همچنين نامه‌اي را در ماه آوريل به مجمع اخوان در استانبول نوشت كه به نوعي مسير خود را از هسته مركزي اخوان جدا كرد؛ از همين رو گفت‌وگويي داشتيم با حجت‌الاسلام داوود فيرحي، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران تا پيامدهاي ناشي از رويكرد جديد النهضه نسبت به تونس و اخوان را مورد بررسي قرار دهيم.

راشد الغنوشي، رييس حزب النهضه كه در كنگره دهم اين حزب طي هفته گذشته مجدد به اين سمت برگزيده شد، اعلام كرد كه قصد دارد يك جدايي بين فعاليت‌هاي سياسي-اجتماعي و فعاليت‌هاي مذهبي حزب ايجاد كند و وارد دو فاز جداگانه شوند. آيا اين موضوع را اقدام جديدي مي‌بينيد يا در ادامه روندهاي گذشته النهضه اين تصميم اتخاذ شده است؟
سخنان آقاي غنوشي، در رسانه‌ها اندكي متفاوت مطرح شده است. در واقع تغيير چنداني در ادبيات غنوشي رخ نداده است چرا كه ايشان اين گونه گفتند كه حزب ما سه مرحله فعاليت داشت. گام نخست جست‌وجوي هويت پيش از سقوط بن علي و انقلاب مردمي بود. گام دوم تدارك اجماع و مطالبه عمومي براي سقوط ديكتاتوري و انتقال به نهادهاي دموكراتيك و گام آخر نيز عبارت بود از فعاليت‌هاي دموكراتيك در داخل تونس؛ ايشان در ادامه سخنان خود كه حرف بسيار بسيار مهمي بود، اعلام كرد كه حزب النهضه يك حزب سياسي، ملي، دموكراتيك با الهام از مبادي اسلام است و در بخشي ديگر اعلام كرد كه از اين پس تلاش مي‌كنيم كه بين دو وظيفه دعوت ديني و وظايف سياسي حزب، تنها وظايف سياسي حزب را انجام دهيم. معني اين قضيه را بايد بيشتر كنكاش كرد زيرا نكات بسيار مهمي در آن نهفته است.
ايشان در مصاحبه‌اي كه پيش از برگزاري كنگره حزب النهضه انجام شد تاكيد كردند كه در تحولات پس از بهار عربي، فضايي براي فعاليت وجود ندارد. آيا اين موضوع نگاه متفاوتي را نسبت به گذشته از ايشان نشان نمي‌دهد؟
من تغيير محسوسي در رفتار ايشان نمي‌بينم زيرا اكنون تحولاتي در درون جنبش‌هاي اخواني به وجود آمده است كه گفته‌هاي غنوشي به آن اشاره دارد. جنبش‌هاي اخواني در واقع چند ويژگي اصلي دارند. آنها جماعتي هستند كه در كشورها فعاليت مي‌كنند اما همواره ايده فراملي و تبليغ وحدت در جهان اسلام را داشتند. اما در اساسنامه النهضه به اين نكته اشاره شده كه اين جماعت ابتدا به دنبال وحدت بخش‌هاي آفريقايي عربي و سپس به دنبال وحدت كل جهان عرب و پس از آن كل جهان اسلام هستند. اين ايده‌هاي اساسي حزب النهضه تونس بود. جنبش‌هاي اخواني يك جنبش‌هاي ملي با گرايش‌هاي فراملي بودند كه اين نخستين ويژگي اخوان به شمار مي‌آيد. دومين ويژگي آنها اين بود كه فراتر از يك حزب عمل مي‌كردند و بيشتر يك جمعيت محسوب مي‌شدند تا حزب، از همين رو در بهار عربي و پس از آن به دليل اينكه از دموكراسي صحبت مي‌كردند دچار يك چالشي شدند كه چگونه مي‌توان به صورت ملي فعاليت كرد و بخش فعاليت‌هاي فرا ملي و دعوت‌هاي ديني را حفظ كرد؛ در مصر شاهد آن بوديم كه اخوان چارچوب خود را حفظ كرد و مجددا براي حوزه سياسي يك حزب به نام عدالت و آزادي با رهبري محمد مرسي تشكيل داد. در تونس به دليل اينكه اخوان به گونه‌اي نيست كه يك شبكه جهاني را در اختيار داشته باشد اصطلاحا عنوان مي‌كنند كه اخوان مصر، اخوان‌ام (مادر) است ولي در تونس اين گونه نبود و آقاي غنوشي در اينجا بايد تصميم مي‌گرفت كه قصد دارد به عنوان يك جماعت فعاليت كند يا يك حزب. ايشان بحث خود را اين گونه مطرح كرد كه در واقع در قالب يك حزب سياسي مسلمان فعاليت مي‌كنند و ديگر به صورت يك جماعت اخواني مانند قبل نخواهند بود. اين حرفي بود كه در ادبيات آقاي غنوشي وجود داشت. همچنين از موضع‌گيري‌اي كه آقاي سبسي، رييس‌جمهور تونس اتخاذ كرد نيز مي‌توان همين نتيجه‌گيري را استنباط كرد. سبسي در كنگره دهم عنوان كرد كه النهضه يك حزب اسلامي دموكراتيك ملي است و به دنبال دولتي ملي براي تونس مسلمان هستند. اين ايده‌اي بود كه سبسي در سخنان خود مطرح كرد. به همين دليل سخن غنوشي به معني تغيير به سمت سكولاريسم نيست. ايشان به هيچ عنوان به دنبال سكولار كردن حزب نيست. اگر مجموعه كنگره را دنبال كنيد، متوجه مي‌شويد كه كل اين كنگره ادبيات ديني داشت و حتي افرادي مانند آقاي سبسي كه به عنوان رييس‌جمهور و رهبر حزب سكولار نداي تونس شناخته مي‌شد ادبيات ديني را در سخنان خود به كار برد. اكنون النهضه بايد بين فعاليت داخلي و خارجي خود و همچنين بين دعوت مذهبي و فعاليت سياسي يكي را انتخاب كند كه به نظر مي‌رسد، النهضه فعاليت داخلي و فعاليت سياسي را ترجيح داده است. به اين معني كه النهضه ديگر مثل يك جماعت در درون شبكه‌هاي اخواني نيست بلكه اكنون تبديل به يك حزب ملي در تونس شده است كه پايگاه مذهبي دارد.
آن گونه كه آقاي غنوشي مطرح كرد، قصد دارد حزب خود را تبديل به يك الگو در جهان اسلام كند، آيا النهضه توان اين الگوسازي را دارد؟
اكنون دو مساله مطرح است. يكي خواستن و ديگري توانستن است. شبيه همين سوال را خبرگزاري الجزيره از يك تحليلگر پرسيده بود و در خصوص اين موضوع براي همه تحليلگران يك ابهامي وجود دارد. تونس در شرايط بحراني جهان عرب يك استثنا است. استثنا به اين مفهوم كه، علاوه بر برقراري ثبات توانست دموكراسي را نيز در اين كشور ايجاد كند. در حالي كه پيش از آن ثبات با ديكتاتوري همراه بود و وقتي كه به سمت دموكراسي پيش مي‌رفت جوامع آشفته مي‌شد و گذار به دموكراسي دچار اختلال مي‌شد. ولي تونس كشوري بود كه در گذار به دموكراسي دچار فروپاشي داخلي نشد بلكه به سمت يك سياست دموكراسي ائتلافي پيش رفت. سياست ائتلافي به اين معني بود كه اسلام‌گرايان با غيراسلام‌گرايان ائتلاف كنند كه مطلق گرايي موجود را حذف كنند. در واقع اسلام سياسي به دنبال اسلامي كردن دولت است، اما غنوشي به دنبال يك دولت مدني است. دولت مدني يك دولت صفر و صد مذهبي يا غير مذهبي نيست بلكه دولتي است كه يك توافق مدني با حفظ ارزش‌هاي مذهبي در آن وجود دارد. شبيه كاري كه تا يكي دو سال پيش در تركيه شكل گرفته بود. اينها به دنبال يك روايت دموكراتيك از رابطه مذهب و دولت هستند. خواست كنوني حزب النهضه اينچنين است. در داخل تونس نيز حال و هواي كنگره دهم حزب النهضه نشان مي‌داد كه اعضاي حزب از اين شرايط راضي هستند. اما اينكه آيا در همه كشورها اين مدل شدني است يا خير هنوز مشخص نيست. اينكه اخوان توان اين را داشته باشد در كشورهاي مختلف وارد فاز سياسي شود هنوز مشخص نيست و سوال اينجاست كه اگر اخوان وارد اين فاز شود ماهيت خود را از دست مي‌دهد يا خير، اين موضوع نيز هنوز مشخص نيست. اينها ترديدها و پارادوكس‌هايي است كه درون تفكرات نوگرايي اهل سنت و اخوان وجود دارد.
يعني فكر نمي‌كنيد در تفكرات آقاي غنوشي در سن ٧٤ سالگي يك استحاله رخ داده است؟
اين استحاله نيست بلكه حركتي است كه مدت‌ها قبل آغاز شده است و سعي مي‌كند آن را تئوريزه هم كند. الغنوشي قصد دارد آنچه را عملي كرده است، با ادبيات خود تئوريزه كند.
يعني خود را با شرايط همراه مي‌كنند؟
نه‌تنها خود را همراه مي‌كنند بلكه تعبير دموكراتيك از اسلام دارند و معتقد هستند كه اسلام به عنوان دين يك چيز است و جامعه اسلامي به عنوان يك جامعه سياسي ويژگي‌هاي خاص خود را دارد كه منطقي متفاوت را به همراه خود دارد. النهضه به دنبال اين است كه راهكار دوم را اجرايي كنند. آنها نه‌تنها به دنبال حفظ پايگاه مذهبي خود هستند، بلكه كوشش مي‌كنند وارد معادلات سياسي شوند و منطق دموكراسي را بپذيرند.
بحث بعدي نامه غنوشي به اخوان است. در اين نامه آقاي غنوشي در اقدامي تاريخي تونس را بر اخوان ترجيح دادند و خود را سرباز تونس دانستند، آيا اين موضوع را يك نوع تغيير نگاه نمي‌دانيد؟
نه اين گونه نيست. از حدود سال ١٩٩٥ به صورت تدريجي در داخل جريان اخوان ايده‌اي به نام ملي كردن جنبش‌هاي اخواني به وجود آمد. از همين رو رفته رفته استقلال بيشتري در داخل كشورها به جنبش‌هاي اخواني داده شد. يعني اين جنبش‌ها يك نوع هماهنگي با مسائل بيروني داشتند. اين يك نوع پارادوكس در داخل اخوان بود كه چگونه مي‌شود هم اخوان به صورت شبكه جهاني باقي بماند و حساسيت به تمام جهان عرب داشته باشد و هم استقلال ملي پيدا كند؛ چيزي كه در ادبيات النهضه ديده مي‌شود، اين است كه در واقع النهضه آن سوي طيف را برجسته كرده است. آن هم در جهت استقلال دادن به احزاب اخواني در درون كشورهاي ملي است. گزارشي كه از حال و هواي كنگره حزب وجود داشت و تاريخي نيز گزارش شد نشان‌دهنده همين موضوع است، قائم مقام حزب گزاره‌اي را مطرح كرد و گفت: «التونس قبل النهضه» يعني اينكه مصالح تونس بر مصالح حزب اولويت دارد. النهضه يك حزب مذهبي است اما در عين حال حزبي از دل تونس است. بين مصالح تونس و بيرون از تونس اگر پارادوكسي ايجاد شود النهضه اعلام مي‌كند كه در كنار تونس است، اين ايده در واقع گرايش استقلال و اولويت دادن به مفهوم مليت است. از همين رو مي‌توان گفت روند گسترش اين جريان سابقه ٢١ ساله دارد. طيفي كه به سمت استقلال دادن به جريان‌هاي داخلي كشورها است با شخص آقاي غنوشي در حال برجسته شدن است. سوال بسيار مهمي در ميان جنبش‌هاي اسلامي وجود دارد و آن هم مفهوم دولت ملي است. براي اخوان بسيار سخت بود كه به اين مفهوم دست پيدا كنند. اين موضوع حتي در جوامع شيعي نيز با مشكل روبه‌رو است. در جوامع سني اين مشكل نيز بسيار بيشتر است. چون در ميان آنها خلافت وجود داشت و سابقه دولت ملي نداشتند و مفهوم مليت براي آنها ناآشنا بود. آنچه اكنون در ادبيات غنوشي در حال برجسته شدن است حفظ مذهب در كنار نهادينه كردن دولت ملي و ناسيوناليسم است. تمام تلاش غنوشي اين است كه راه را باز كند ولي اگرچه خود مشكل دارد ولي مسير درستي را انتخاب كرده در صورتي كه تركيه با همين موضوع دچار مشكل شده است.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است كه لحظه جدايي فرا رسيده و بيش از اين نمي‌توانند رفتارهاي افراطي اخوان را تحمل كنند، اين يك نوع برائت است، يا آن را در راستاي پوست‌اندازي اخوان به رهبري غنوشي مي‌دانيد؟
غنوشي در حال تبديل شدن به رهبر جناح نوگراي اخوان است. البته نكته‌اي كه در نامه وجود دارد اين است كه ايشان نگفت كه رابطه خود را با اخوان قطع مي‌كند بلكه عنوان كرد كه رابطه را تعليق مي‌كنيم. در اين نامه تاكيد شده كه اخوان چرا بايد در همه كشورها مداخله كند و اصلا اخوان چه حقي دارد در جاهاي مختلف مانند سوريه مداخله كند بلكه بايد بگذارد كه جنبش‌هاي داخلي به صورت ملي مسائل خود را حل كنند زيرا اخوان با دخالت خود فرآيند تولد مليت را مي‌شكند. غنوشي در اصل به اين موضوع اعتراض مي‌كند و به نظر مي‌رسد، پارادوكسي را كه درون اخوان ٢١ سال پيش آغاز شده به منتها عليه خود رسانده و مي‌گويد كه بالاخره بايد در زمان تعارض يكي را بر ديگري اولويت داد. از همين رو غنوشي قصد دارد نگاه خود را از هيمنه وحدت‌گرايان خارج كند. به همين دليل با اين اقدام خود اعتراضي هم به سياست‌ها و اقدامات اردوغان در تركيه انجام داده است. سمينار اخوان كه در ماه آوريل در تركيه برگزار شد با نام كنگره «سپاس از تركيه» بود و به نوعي در اين كنگره اردوغان را به عنوان لنين جهان اسلام به نمايش گذاشتند و غنوشي نيز در نامه خود به اين موضوع اعتراض مي‌كند كه چنين ادعايي براي رهبري اردوغان خطاست، بنابراين احزاب اخواني بايد ادعاهاي خود را در سطح ملي متوقف كنند.
شما در صحبت‌هاي خود اشاره كرده بوديد كه اخوان بنا نبود يك گروه افراطي باشد، اما غنوشي اخوان را يك گروه افراطي ناميد، آيا اين را يك پارادوكس جدي نمي‌بينيد؟
دقيقا اين جزو پارادوكس‌هاي اصلي در اخوان است. زيرا اخوان به سمت جريان‌هاي دموكراتيك رفت و از قديم جريان‌هاي راديكال قطبي دردرون اخوان نيز وجود دارد. اين گرايش دموكراسي خواهي در اخوان اكنون به تعويق افتاده است. مناطقي مانند حما و حمص از جمله اين مناطق هستند. هرآن احتمال دارد با به بن بست رسيدن مسيرهاي دموكراتيك براي فعاليت اخوان، بخش راديكال اخوان بر بخش دموكراسي خواه آن چربش پيدا كند، غنوشي در حال هشدار دادن به اين موضوع است.
اما غنوشي در نامه خود اخوان را از هم جدا نمي‌كند، بلكه كل اخوان را به عنوان افراطي نام مي‌برد.
روي سخن غنوشي به سوي اخوان جهاني است و به همين دليل به گرايش‌هاي وحدت گرايانه در داخل اخوان هشدار مي‌دهد. ادبيات غنوشي در اين نامه بسيار دقيق است. اخوان در طول ساليان بارها پوست‌اندازي كرده است. هرچقدر كنگره دهم النهضه را مشاهده مي‌كنيد كه حال و هواي ناسيوناليسم آن بالا بود، نشان مي‌دهد كه اين طيف در داخل اخوان در حال رشد است ولي اين موضوع درشبكه جهاني اخوان يكسان نيست. هنوز درون اخوان گرايش‌هاي وحدت گرايانه وجود دارد و غنوشي به آن حمله مي‌كند كه بسيار هم سنجيده بود.
شما در جايي گفته بوديد كه دهه دوم قرن٢١ مي‌تواند عصر حضور اخوان در خاورميانه باشد اما الان فكر نمي‌كنيد اخوان در ضعيف‌ترين حالت خود در خاورميانه به سر مي‌برد؟
يك توضيحي را بايد بدهم كه بسيار مهم است. جهان اسلام چاره‌اي جز اين ندارد كه يا بايد راه دموكراسي‌سازي را جدي بگيرد يا بحران راديكاليزم در منطقه ادامه خواهد داشت. انتخاب ديگري در حال حاضر وجود ندارد. به خصوص براي جهان سني گزينه بيشتري وجود ندارد. اگر بنا باشد بخواهد به سمت دموكراسي‌سازي عبور كند، تنها نيروي مستعد مديريت دموكراسي‌سازي در درون اهل سنت جريان اخوان به ويژه بخش نوگراي آن است. يعني راه ديگري وجود ندارد زيرا سكولارها در جهان اسلام چندان قوي نيستند و آنچه بايد رخ دهد منطق راي روي اكثريت عمل خواهد كرد و اينگونه تنها بازيگري كه مي‌تواند حامل ايدئولوژي دموكراسي‌سازي باشد اخوان است و گزينه ديگري وجود ندارد زيرا يكسري سلفي‌هاي راديكالي در جوامع سني وجود دارند و ديگري اخواني‌ها هستند. اگر به بخش عاقل سلفي‌ها هم بخواهيم نگاه كنيم مانند سلفي‌هاي جنبش بيداري عربستان، مانند صفرالحوالي در اين حالت تازه به اخوان‌المسلمين نزديك مي‌شوند.
غير از تونس در كجاي جهان عرب و اهل سنت اخوان فعال است؟ زيرا در مصر كه اخوان در بهترين شرايط خود قرار داشت و به عنوان حزب مادر از آن ياد مي‌شد عملا از كار افتاده است.
اخوان از كار نيفتاده است. در واقع مصر يا بايد مسير مباركيسم يا ناصريسم را ادامه دهد كه سيسي عملا نماد اين طيف است و سيسي توان اين را ندارد كه به يك تحول دموكراتيك دست پيدا كند و اگر بنا باشد تحولي دموكراتيك رخ دهد يا از سوي جنبش‌هاي دموكراتيك سكولار است، يا از سوي مسلمانان دموكراسي خواه كه اخواني‌ها هستند.
آيا مردم به آنها اعتماد مي‌كنند كه يك‌بار ديگر حكومت را در اختيار آنها قرار دهند؟
همان‌گونه كه مي‌دانيد، اعتماد يك مساله و نهادها مساله ديگري هستند. اكنون در فضاهاي دموكراتيك اعتماد مردم در طول دو يا سه سال بازمي‌گردد. آنچه اكنون مساله اصلي اخوان است انسداد نهادي است. يعني آنچيزي كه جلوي اخوان را گرفته فشار ارتش است و اگر ارتش اندكي فشار را كم كند اخوان مي‌تواند فعاليت خود را بازسازي كند و آن زمان اگرچه ممكن است يك دوره راي نياورد اما مهم اين است كه در ساختن فرآيند دموكراسي اخوان يكي از پايه‌هاي اصلي آن است زيرا بدون اخوان مسلمان‌هاي دموكرات حضوري نخواهند داشت زيرا تعابير دموكراتيك مذهبي را تنها اخوان توليد مي‌كند.
اخوان در اوج محبوبيت خود در مصر نهايت ٥٠ درصد آرا را در اختيار داشت اكنون در افول محبوبيت خود چگونه مي‌تواند چنين رايي كسب كند؟
در تونس هم همين اتفاق رخ داده است.
اما در تونس با يك فرآيند دموكراتيك جابه‌جايي قدرت صورت گرفت و زير يك خفقان نظامي قرار نداشت.
فضا اگر در مصر باز شود، بازي سياسي در مصر بر دوش جوانان سكولار و اخوان المسلمين قرار مي‌گيرد. ادبيات دموكرات يا بايد ورژن مذهبي داشته باشد يا سكولار؛ ورژن مذهبي نيز مربوط به اخوان است. از همين رو ممكن است در يك راي‌گيري ٥٠ درصد را به دست بياورد و در انتخابات بعدي اين محبوبيت كاهش پيدا كند و در انتخابات ديگر افزايش پيدا مي‌كند اما اين موضوع مهم نيست، مهم اين است كه با فرض ضرورت عبور به دموكراسي در كشورهاي عربي، اخوان شرط لازم است.
يعني هيچ راهي به جز اخوان براي رسيدن به دموكراسي در جهان عرب نمي‌بينيد؟
نه، هيچ راهي وجود ندارد زيرا در جهان سني، هيچ گروهي وجود ندارد كه بتواند براي مسلمان‌ها ادبيات دموكراتيك توليد كرده و اين ادبيات را توجيه مذهبي كند. اكنون ما با يك ضرورت و ندرت مواجه هستيم.
اخوان در مصر و تونس تا حدودي قدرتمند هستند، اما در كشوري مانند ليبي، سوريه، اردن و حتي عربستان چه جايگاهي دارند كه فرآيند دموكراسي‌سازي را ايجاد كنند؟
در عربستان اخوان از قديم سركوب شده است و سعي مي‌كردند كه از درون سلفيسم عربستان يك جنبش مشايخ الصحوه (بيداري) به وجود ‌آيد. اصطلاحا به آنها اخوان السلفيين گفته مي‌شد به اين مفهوم كه عربستان به دنبال توليد يك جنبش نسبتا عقلاني‌تر در داخل وهابيسم بود. عربستان اما در اين زمينه استعداد ندارد و بسيار زود است كه اين كشور به سمت دموكراسي قدم بردارد. ولي به طور مثال جنبش اصلاح يمن جنبشي بسيار قوي است. اگر اندكي فضاي يمن براي دموكراسي ايجاد شود، جنبش اصلاح يمن مي‌تواند تبديل به يك بازيگر بزرگ سياسي در اين كشور شود و حتي از حوثي‌ها نيز پيشي بگيرند. فقط بايد سوريه را استثنا قرار داد. اين كشور به دليل سركوب‌هاي حافظ اسد در سال‌هاي ١٩٨٢و١٩٨٦ جنبش اخوان در اين كشور چندان به سمت دموكراسي‌سازي سوق پيدا نكرد. جنبش اخوان در سوريه به دليل سركوب‌ها و درگيري‌هايي كه وجود داشت و اجازه مشاركت در قدرت را پيدا نكرد همواره راديكال باقي ماند و موضع افراطي را در پيش گرفت اما در ساير كشورها وضعيت اينگونه نيست. بطور مثال در اردن اگر اندكي فضا ايجاد شود، حزب «عمل» از جايگاه قوي برخوردار است و پتانسيل هدايت دموكراسي را دارد يعني اگر كشورهاي اسلامي را مشاهده كنيد، الجزاير، مراكش، مصر، يمن، تونس، تركيه و اردن اخوان بسيار قوي است و تنها موتور بالقوه و احتمالا بالفعل براي هدايت دموكراسي است. براي دموكراسي سه شرط وجود دارد و اگر سه شرط در يكجا جمع شوند فرآيند آن نيز شكل مي‌گيرد. نخست اينكه فكر دموكراتيك وجود داشته باشد، دوم نهادهاي دموكراتيك و در آخر نيز حاملان دموكراسي بايد وجود داشته باشد. درون اهل سنت تنها جايي كه فكر دموكراسي وجود دارد در اخوان است و اينها مي‌توانند حامل دموكراسي باشند اما مشكل نهادي دارند كه دولت اجازه حضور آنها در صحنه سياسي را نمي‌دهند اما اگر اين فضا ايجاد شود سريع‌ترين جرياني كه مي‌تواند خود را با دموكراسي همساز كند اخوان است در غير اين صورت جانشيني ندارد.
شما در ابتداي جريان بهار عربي سخنراني در خصوص شبكه‌اي بودن اخوان داشتيد، بعد از گذشت پنج سال از آن دوران و سال‌ها سركوب اين شبكه كماكان فعال است؟
به نظرم اين شبكه كماكان فعال است. در واقع آنچه مهم است اخوان خود را از يك سيستم هرمي به سمت يك جريان شبكه‌اي به عنوان اخوان جهاني تغيير مسير داده است. تاكيد غنوشي در حال حاضر اين است كه شبكه به سمت استقلال جريان‌هاي ملي سوق پيدا كند. مجموعه نشست تركيه نشان‌دهنده همين موضوع بود.
شما به تركيه اشاره كرديد، اكنون تركيه با مشكلات فراواني مواجه است و اگر تركيه را به عنوان رهبر اخوان ببينيم، تركيه و شخص اردوغان در جايگاهي قرار دارد كه اين جريان را هدايت كند؟
مساله‌اي كه مي‌فرماييد درست است اما بحث بر سر ممكنات است. اگر دموكراسي را شبيه يك غذا در نظر بگيريم براي تهيه آن به مواد اوليه نياز داريم. آنچه در جهان اسلام نگاه مي‌كنيم، اهل سنت يا به سمت دموكراسي نخواهد رفت يا اگر بخواهد به اين سمت برود ابزارها همان اخواني‌ها هستند. خيلي از كشورها و خيلي از افراد ممكن است سرنوشتي مانند مصر يا شخص مرسي پيدا كنند اما بحث سر اين است كه اينها تنها حاملان منحصر به فرد دموكراسي هستند. اگر مصر در غلتك دموكراسي قرار بگيرد مجبور است كه زندان‌هاي خود را باز كند و جريان‌هاي اسلامي از زندان خارج شوند، در اين بين ممكن است كه افراد خارج شده به سمت راديكاليسم سوق پيدا كنند يا به سمت تفكرات افرادي مانند غنوشي پيش بروند. به نظر مي‌رسد كه روايت غنوشي توان تقويت بيشتري دارد و نظامي جهاني نيز آن را مي‌پذيرد.
اگر آقاي اردوغان در تركيه شكست بخورد، كه البته از نظر فكري اين اتفاق رخ داده و ديگر كسي به عنوان الگوي موفق به تركيه نگاه نمي‌كند و شخص اردوغان به سمت ديكتاتوري پيش رفته است اما فكر نمي‌كنيد حضور اخوان ديكتاتوري مانند اردوغان را به وجود بياورد و حتي مرسي نيز اگر بيشتر حكومت مي‌كرد مانند يك ديكتاتوري ديگر مي‌شد؟
بله، ممكن است. بحث اينجاست كه تركيه ديگر به سمت آتاتوركيسم نخواهد رفت. هر اتفاقي كه رخ دهد راي در تركيه همگاني شده است. اگر هم حزب عدالت و توسعه شكست بخورد، دو راه بيشتر وجود ندارد، يا اينكه روايت دموكراتيك‌تر اسلام‌گرايان بالا خواهند آمد كه اخوان آنها را در تركيه نگه داشته است يا اينكه اتفاقي مانند سوريه در تركيه نيز رخ مي‌دهد. ترسي كه غنوشي در نامه خود به اخواني‌ها نيز اشاره كرده بود همين موضوع است. البته اكنون بحث سر اين نيست كه نيروهاي اخواني مستعد ايجاد يك ديكتاتوري اسلامي هستند بلكه اكنون بحث اينجاست كه تنها امكاني وجود داشته باشد از سوي اخوان خواهد بود و اهل سنت نيروي دموكراتيك ديگري ندارد.

49261

دبیر شورای اطلاع رسانی دولت: رتبه‌بندی روابط عمومی‌های دستگاه‌های اجرایی در سال جاری

علیرضا معزی – دبیر شورای اطلاع رسانی دولت – در همایش روابط عمومی‌های وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با اشاره به رتبه بندی روابط عمومی های دستگاه های اجرایی در سال جاری گفت: روابط عمومی وزارت ارتباطات در برآوردهای دو سال گذشته جزو وزارت خانه‌های فعال و تلاش گر در حوزه ارتباطات بوده است و امیدواریم با توجه به دیدگاه وزیر ارتباطات و رئیس مرکز روابط عمومی این رویکرد ادامه یابد.

معزی به نگاه کلان دولت به حوزه ارتباطات اشاره و اظهار کرد: ارتباطات در زندگی روزمره تاثیر به سزایی دارد و نگاه به پیشینه این وزارتخانه به ویژه تغییر نام آن نشاندهنده میزان تاثیر این حوزه بر زندگی افراد بوده است.

وی در عین حال، تغییر نام این وزارتخانه را موجب فراگیری ماموریتهای آن برشمرد و افزود: تبدیل وزارت ارتباطات از یک وزارت خانه فنی و خدماتی به یک وزارت خانه راهبردی وظیفه روابط عمومی های این حوزه را سنگین تر کرده است.

معزی از اتخاذ برخورد منطقی توسط دولت یازدهم نسبت به حوزه ارتباطات خبر داد و افزود: دولت فارغ از دیدگاه های انقباضی و انبساطی به حوزه ارتباطات که منفعلانه هستند، نگاه علمی منطبق بر تحولات ارتباطی و نیازهای فرهنگی، دینی، جامعه اسلامی- ایرانی را اتخاذ کرده است.

دبیر شورای اطلاع رسانی دولت با بیان این که فعالیت های مشترک روابط عمومی‌ها در وزارت ارتباطات معنای جدیدی می یابد، خاطر نشان کرد: با توجه به نوع و گستره خدماتی که این وزارتخانه به مردم می دهد،

وظایف روابط عمومی های آن هم فاصله قابل توجهی با دیگران خواهد یافت.

معزی ادامه داد: وزارت ارتباطات با درک منطقی این حوزه باید برای افزایش کیفیت زندگی، از این فضا بهره گیرد.

دبیر شورای اطلاع رسانی دولت در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به تحول نوع نگاه رسانه در جامعه اظهار کرد: دبیر خانه شورای اطلاع رسانی دولت به عنوان دستگاه سیاستگذار و هماهنگ کننده سیاستهای ارتباطی دولت وظیفه سنگینی در این زمینه دارد.

معزی همچنین با اشاره به تغییر سبک زندگی ایرانی گفت: باید روابط عمومی ها نسبت به این تغییرات برنامه ریزی کنند تا توسعه متوازن در تمام ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شاهد باشیم.

وی خواستار معرفی خدمات نه تتها از لحاظ فنی بلکه از لحاظ فرهنگی شد و گفت: استفاده درست و منطقی از حوزه ارتباطات و فهم دقیق آن از نظر فرهنگی، به تنهایی وظیفه وزارت ارتباطات نیست و آگاهی بخشی به جامعه از وظایف ما هم به شمار می رود.

5656

 

بازداشت ۸ تهیه کننده کلیپ‌های مبتذل موسیقی در تهران

عباس جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران با تایید این خبر گفت: پرونده این افراد در دادسرای فرهنگ و رسانه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

۴۷۴۷

تمرکز محض بر توسعه اقتصادی چه آینده ای برای چین رقم می زند؟

خيابان اصلي شهر
“هانگ‌بو” شهري از استان “آن‌هويي” که از استان‌هاي فقيرنشين چين
بحساب می آید، ترکيبي عادي از کسب و کار روستايي را به نمايش مي‌گذارد. مغازه‌ها انواع
بذر و کود مي‌فروشند و مغازه‌هاي ديگر مملو از ابزار و ماشین آلات است و تنها تعدادي
رستوران و يک مسافرخانه در آن کاسبی می کنند. کمي آن طرف‌تر هم فروشگاهي با سردر تبليغاتي
محصولات آيفون و آي‌پد. وجود چنين ابزارهاي مدرنی حاکي از آن است که روستاهاي چين که
شهرهاي پُررونق کشور سال‌ها است بر سر آنها سايه سنگيني افکنده بودند، روبه رونق گذاشته‌است.
اين دگرگوني حاکي از آن است که نابرابري زیاد ميان شهرها و روستاها روبه کاهش است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از اکونومیست “يو‌آن‌يو”،
مالک فروشگاه نمايندگي آيفون مي‌گويد: “اگر مردم پولي براي خريد نداشتند، اصلاً
فروشگاه را باز نمي‌کردم”. اگر چه پول به زحمت بدست مي‌آيد اما درآمدها هم رو
به افزايش است. منافع چشمگير رشد اقتصادی چين طي 35 سال گذشته هنوز به طور برابر تقسيم
نشده است. بررسي‌هايي که به طور رسمي صورت گرفته نشان مي‌دهد چين از يک کشور “بسيار
برابر”، به يک کشور “بسيار نابرابر” تغيير
يافته است. رايج‌ترين معیار اندازه‌گيري نابرابري درآمدها، “ضريب جيني” است؛
عددي بين صفر تا يک که هرچه به سمت يک ميل کند نشان‌دهنده توزيع ناعادلانه تر درآمد
است. آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد ضريب جيني در کشور چين از کمتر از 0.3 در سال‌هاي دهه
1980 که در آن سال‌ها چين در ميان کشورهاي با توزيع عادلانه درآمد قرار مي‌گرفت، به
حدود 0.5 تا به امروز رسيده است که اين آمار چين را در رده کشورهاي با توزيع نابرابر
درآمد قرار مي‌دهد.

برخي منابع حتي
آماري بدتر از اين پس رفت اقتصادي ارائه مي‌دهند. تحقيق دقیقی که در دانشگاه علوم مالي
و اقتصادي جنوب غربي چين صورت گرفته است نشان می دهد ضريب جيني تا سال 2010 میلادی
به 0.61 افزايش يافته بود؛ آماري که کشور چين را هم رده کشورهاي با بالاترين توزيع
نابرابر درآمد مثل آفريقاي جنوبي قرار مي‌داد. اين تناقص آماري بيشتر از آنجا ناشي
مي‌شود که تحقيقات انفرادي دامنه وسيع‌تری از منابع درآمدي را شامل کسب درآمد از طريق
شغل و سرمايه‌گذاري دخالت مي‌دهد در حالي که آمارهاي رسمي بر دستمزدها متمرکز است.

با وجود اين، علی‌رغم
اينکه ضريب جيني در چين بالاست اما رو به پایین در حرکت است.

طبق آمارهاي رسمي،
ضريب جيني طي 7 سال اخير از 0.49 درسال 2008 به 0.4 در سال گذشته کاهش يافته است.
اين تحقيق دانشگاه جنوب غربي چين تنها يک کاهش اندکي را از 0.61 در سال 2010 به
0.6در سال 2014 ثبت کرده است اما اين ديدگاه را تقويت مي‌کند که ديگر خبري از آمارهاي
بدتر نيست. به گفتي “لي‌شي”، استاد دانشگاه تربيت معلم پکن، “حتي اگر
آمارهاي رسمي، ميزان نابرابري را کم اظهاري کرده باشد، مسير کاهشي نابرابري قابل باور
است”.

از ديدگاه داخلي،
مهمترين عامل افزايش نابرابري، فاصله عميق ميان شهر‌ها و مناطق دورافتاده است اما به
نظر مي‌رسد اين فاصله خود اصلي‌ترين علت کاهش نابرابري است. در سال 2009 متوسط درآمد
خانوار شهري 3.3 برابر متوسط درآمد خانوار روستايي بود اما این فاصله  در پی افزایش سریع درآمدهای مناطق روستایی طي 6 سال
متوالي کاهش يافته است. در واقع بسياري از اين جمعيت روستايي در مناطق شهري به عنوان
کارکنان کارخانجات يا در مشاغل خدمات پايه بسختي کار مي‌کنند اما قانون محدوديت اقامت
در شهرها آنها را از سکونت دائم باز مي‌دارد.

“جمعيت
در سن کار” چين روبه کاهش است. اين مسأله به افزايش دستمزد کارگران
دامن زده است. عامل ديگر اين است که شرکت‌ها به دنبال نيروي کار ارزان هرچه بيشتر به
سمت درون بومي با هدف شناسايي بخش‌هايي که به نسبت کم برخوردار هستند، حرکت کرده‌اند.

در امتداد جاده‌اي
که به ناحيه صنعتي شهر هانگ‌بو مي‌رود، مردي در اتاقکي ايستاده و در حال استخدام کارگران
است. حقوق 3 هزار يوآن (460 دلار) در ماه فقط مقداري کمتر از حقوق پرداختي همان شغل
در شهرها است. پيدا کردن کارگر اساساً يک سال زمان مي‌برد. به گفته او اين موضوع به
خاطر حقوق است؛ اگر راضي نباشند، کار خود را ترک مي‌کنند. از همین رو اين موضوع فرضيه
“سيمون کوزنتس”، اقتصاد دان برنده جايزه نوبل سال 1955 را به روشني تأیید
مي‌کند. او معتقد بود که هر زمان کشوري روبه پيشرفت گذارد، فاصله عميقي ميان افرادي
که شانس بيشتري براي کار در مشاغل با حقوق مکفي دارند و کساني که با مشقت بر سر زمين
کار مي‌کنند به وجود خواهد آمد. اما تازماني که رشد ادامه دارد، نهايتا دوباره افراد
کافي در بخش‌هاي پيشرفته اقتصادي جذب مي‌شوند تا نابرابري کاهش یابد. اگر چه اين تئوري
در کشورهايي که ثروتمند‌تر مي‌شوند با شکست مواجه مي‌شود اما به نظر مي‌رسد اين تئوري
در چين موفقيت آميز بوده است. اما از طرف ديگر اين تغيير به طور کامل و همزمان در چين
اتفاق نيفتاده است. اين مسأله تا حدودي بر خاسته از سياست‌هاي باز توزيع است.

طي دهه‌هاي اخير،
کشور چين اقداماتي را مانند گسترش بيمه‌هاي تامين و رفاه اجتماعي،‌ تحصيل رايگان 9
سال ابتدايي مدارس در مناطق روستايي و حذف ماليات صدساله بر کشاورزي در دستور کار قرار
داده است اما باز هم کارهاي ديگري مي‌توان انجام داد. هزينه های دولت در مناطق روستايي
به ويژه در بخش نظام پرداخت حقوق بازنشستگي هنوز بسيار اندک است. حتي مهمتر از آن اساسا
قانون چين مردم این کشور را به شرایط درجه دومی محکوم می کند. روستائيان علاوه بر محدوديت
مهاجرت به شهرها، از حق فروش زمين خود که مي‌تواند با ارزشمندترين دارايي آنها باشد،
محروم هستند.

در صورت ادامه
این وضع نابرابري تا مرز به ستوه در‌آوردن چين ادامه خواهد داشت. به گفته “گان‌لي”
استاد دانشگاه علوم مالي و اقتصادي جنوب غربي چين، “اگر صرفاً روي توسعه اقتصادي
تکيه کنيم، نابرابري به طور واقعي کاهش نمي‌يابد”. مضافا اينکه ايده کاهش نابرابري
درآمدها براي هيچ کسي مشهود نيست و برابري ثروت دست‌نیافتني باقي خواهد ماند. براساس
فهرست موسسه تحقیقاتی “hurun” در سال
2015، ميلياردرهاي چيني (596 نفر) از ميلياردرهاي آمريکايي (537نفر) بيشتر بوده‌اند.
همچنین براساس مطالعه‌اي که در اوايل سال جاري در دانشگاه پکن صورت گرفت، معلوم شد
يک درصد بالاي خانوار چيني يک سوم دارايي کشور را در اختيار دارند.

از زماني که ”
شی جین پینگ” رهبری حزب کومونيست را در اواخر سال 2012 به عهده گرفت و به سرکوب
فساد روي آورد از نمايش تفاخر‌آميز ثروت در سطح عمومي جامعه کاسته شده است. با وجود
اين، اما هنوز وجود خودروهاي اسپرت، رستوران‌هاي مجلل و فروشگاه‌هاي عرضه لباس‌هاي
لوکس در شهرهاي بزرگ امري عادي است.

اين چشم‌اندازها
همگي ثروت يک گروه کوچک شهري را به ذهن متبادر مي‌کنند حتي اگر گوشي‌هاي آيفون عجيب
و غريب روستاييان بيانگر رشد درآمدها در مناطق دورافتاده باشد.

منبع: Economist

ترجمه: هادی
فتح اللهی

22339

ترس از انجام حملات تروریستی در فینال لیگ قهرمانان اروپا

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ فینال لیگ قهرمانان اروپا امشب بین دو تیم رئال مادرید و اتلتیکو مادرید برگزار می شود. شهر میلان میزبان این مسابقه است و پلیس ایتالیا نگران انجام حملات تروریستی در جریان این دیدار است. امروز پلیس ایتالیا بسته ای مشکوک در یکی از ایستگاه های مترو میلان پیدا کرده و به خاطر پیدا کردن همین بسته، دستور تخلیه کامل ایستگاه را داده است.
پس از این اتفاق خطوط یک و دو مترو شهر میلان موقتا تعطیل شد. مسابقه رئال مادرید و اتلتیکو مادرید ساعت 23:15 امشب در ورزشگاه سن سیرو شهر میلان برگزار می شود.
43 43

سعید حجاریان: احمدی نژاد ابتدا باید محاکمه و بعد نامزد شود/ روحانی در انتخابات96 بی‌رقیب است

سعید حجاریان در مورد مطرح شدن بحث یک دوره ای شدن ریاست جمهوری
آقای روحانی از سوی مخالفانش گفت: این ها تبلیغات زود هنگام مخالفان دولت است و نباید
به آنها وقعی نهاد. آنها قبلا امتحان خود را پس داده اند. اگر کسی برنامه ای دارد
بیاید و آنرا همین الان اعلام کند.

اهم سخنان وی به شرح زیر است:

*{در مورد ادعای
برخی مبنی براینکه اصلاح طلبان قصد عبور از روحانی را دارند} اصلاح طلبان از روحانی عبور کنند؟! بعد به کجا
بروند؟ مگر کسی غیر از او را دارند؟ در این وضعیت آشفته مگر غیر از روحانی شخصی را
دارند که بخواهد برجام را پیگیری کند؟

**حتی اصولگرایان هم
نباید از روحانی عبور کنند. به فرض محال اگر خود روحانی هم نخواهد نامزد ریاست
جمهوری دوازدهم شود، باید هر دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا سراغ وی بروند و از وی
بخواهند نامزد شود. چرا که بدیلی غیر از وی وجود ندارد.

**برای رفع رکود، جذب سرمایه گذاری خارجی، سامان دادن
امور داخلی کشور کسی جز روحانی برنامه ندارد. اصولگرایان برنامه ندارند. اصلاح
طلبان هم فعلا برنامه اقتصادی مشخصی ندارند. در زمینه سیاست خارجی هم فعلا کسی جز
روحانی برنامه ای ندارد.

** انتخاب ریاست مجلس امری گذراست. آقایان عارف و
لاریجانی هر دو طرفدار دولت و برجامی هستند و نابرجامیان یک فراکسیون حدودا 30
نفره هستند. اکثریت مجلس طرفداران دولت هستند و انتخاب رئیس، ائتلاف را نخواهد
شکست.

*{در مورد ارزیابی عملکرد
آقای روحانی را طی این سه سال } روحانی در ذهن خود برنامه هایی داشت. برنامه ای که مساله
برجام را حل کند. تحریم ها را بردارد. خرابکاری های دولت قبل را جبران کند. نسبتا
موفق هم بوده است. اگر هم در برخی نقاط توفیقی نداشته بیشتر به خاطر سنگ اندازی
هایی است که انجام گرفت و می گیرد. همین اشغال سفارت سعودی را ببینید چقدر مشکل
برای دولت درست کرد. برکناری فرجی دانا توسط مجلس هم همین طور. حتی در روز آخر
مجلس نهم هم شاهد سنگ اندازی های برخی نمایندگان علیه دولت بودیم بطوریکه آقای
مجید انصاری هم پشت تریبون گفت روز آخر مجلس است ولی برخی آقایان هنوز هم دست
بردار نیستند. روحانی بسیار دست تنها است.

** فقط ما اصلاح
طلبان از ایشان دفاع می کنیم و آقای ترکان. مابقی همه سکوت اختیار کرده اند. من معتقد بوده و هستم که برخی
وزیران وی ضعیف هستند و حتما باید عوض شوند.

*{در پاسخ به سئوالی
مبنی بر اینکه روحانی از سوی برخی مخالفان به بی توجهی به طبقات محروم متهم شده
است  و اینکه آنها احمدی نژاد را فردی حامی
این طبقات می دانند}حرف زدن با عمل فرق می کند. مگر بیمه همگانی که آقای قاضی زاده
هاشمی برای افراد فاقد بیمه کشور کرد در جهت رسیدگی به طبقات محروم نبود؟ یا
اقداماتی که آقای ربیعی در زمینه رفاه انجام می دهد.
زمان احمدی نژاد تورم به نزدیک 40 درصد رسید. تورم
هم یعنی دزدی از جیب فقرا و ریختن آن به جیب ثروتمندان.

**فشارهایی که بر
آقای خاتمی وارد می شد بیشتر از نوع سیاسی بود ولی دولت روحانی با کارشکنی های
اقتصادی مواجه است. البته نمی گویم روحانی از نظر سیاسی تحت فشار نیست اما وی
بیشتر در منگنه های اقتصادی قرار گرفته است.

**اخیرا طرحی برای
اصلاح قانون انتخابات ارائه کردم که مورد استقبال آقای باهنر قرار گرفت. به نظر من
برجام 2 یعنی همین. اینکه من اصلاح طلب با یک شخصیت اصولگرا راهی را برای اصلاح
قانون انتخابات پیدا کنیم و به سمت بهبود اوضاع حرکت کنیم.
به نظر من رئیس جمهوری اقدامات زیادی را می تواند
انجام دهد و طرح های بزرگی را پیش ببرد. اما چون تیم سیاسی اش ضعیف است قادر به آن
نیست.

**روحانی گرفتاری های اقتصادی فراوانی دارد که بیشتر آنها از
دولت قبل به ارث رسیده است. یارانه می خواهد بدهد، گرفتاری دارد. می خواهد حقوق
کارمندان را پرداخت کند، مشکل دارد. بدهی های پیمانکاران، بدهی دولت به بانک مرکزی
و … همه مواردی است که از دولت احمدی نژاد بر دولت روحانی آوار شده است.

*{درباه پیام انتخابات
مجلس دهم}برای ما، ادامه
ائتلاف حامیان دولت. البته با سازمان یافتگی بیشتر. چرا که با وجود مجلس نهم
سازماندهی ما چندان قوی نبود.برای
مخالفان دولت و نابرجامیان هم مطالعه بیشتر. آنها باید بیشتر بخوانند تا اوضاع
منطقه و جهان را درک کنند و متوجه شوند چه خبر است.خودشان را جای ما
بگذارند که اگر دولت دست آنها بود چه کار می توانستند بکنند؟ این به قدرت تخیل
نیاز دارد اما برخی از آنها دچار توهمند. تخیل هم آن است که من قادر باشم خودم را
جای شما گذاشته و موقعیتتان را درک کنم که البته با افتادن در دام موهومات و
چیزهای خیالی فرق می کند.

*{درباره آرایش
سیاسی مجلس دهم} همین برجام و
نابرجام باقی می ماند. اصولگراهای منطقی هم باید مرزهای خود را با افراطیون مشخص
کنند.

*{در مورد اولویت های مجلس دهم} ابتدا بگویم به این مجلس خیلی خوشبینم. یکی از اولویت های این
مجلس اقتصادی و خروج از رکود است.اولویت
بعدی مربوط به دستگاه قضا است. احکام صادره برای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی
بسیار بوده و مجلس باید این روند را تعدیل کند. همچنین به تازگی شنیدم به دنبال
لغو اعدام برای مجرمان مواد مخدر و کاهش تعداد زندانیان هستند که امر مثبتی است.

**مردم از پوپولیست
ها یکبار گزیده شدند و آنرا تجربه کرده اند. دیگر از این سوراخ گزیده نمی شوند. از
سویی احمدی نژاد اول باید به دادگاه برود و به اتهامات وی رسیدگی شود. اگر تبرئه
شد می تواند نامزد شود. وی پرونده مفتوح در دادگستری دارد.

**فضای دوقطبی سال
84 نیاز به پول نفت دارد. با قمیت نفت فعلی چنین چیزی ممکن نیست. ضمن اینکه سال 84
اشتباه اصلاح طلبان اجازه روی کار آمدن احمدی نژاد را داد.

*{درمورد آینده جبهه پایداری و اصولگرایان تندرو}به شکاف بزرگی می
رسند. همین الان هم نگاه کنید. برخی از آنها دنبال احمدی نژاد هستند برخی با وی
مخالفند. یعنی احمدی نژاد حتی داخل جبهه پایداری شکاف انداخته است.

**آیت الله مصباح
یزدی هم یک فیلسوف است تا یک شخصیت سیاسی. رئیس یک جریان سیاسی در وهله اول باید
یک فرد سیاسی باشد تا یک فیلسوف. این نقطه ضعف بزرگی برای جبهه پایداری است.از سویی جبهه پایداری وابسته به وجود شخص ایشان است. ایشان
شاگرد برجسته ای ندارد. این جبهه قائم به شخص است نه اندیشه.

**اصولگرایان تندرو پایگاه اجتماعی قابل توجهی ندارند.
ائتلاف آنها با اصولگرایان منطقی و عقلایی هم شکست. ترمیم آن هم سخت است. به خاطر وجود احمدی نژاد. احمدی نژاد بین آنها اختلاف
انداخت. همانطور که میان روحانیت قم با تهران شکاف انداخت یا بین مداحان و
روحانیون .

* {در مورد احتمال عدم
نامزدی روحانی برای ریاست جمهوری 96} وی در مقابل فشارهایی که تا کنون بوده و هست تسلیم نخواهد
شد. فقط اگر فشارها طوری باشد که احساس کند برجام منتقی می شود وضع فرق می کند.
یعنی ائتلافی در داخل و خارج کشور برای به بن بست رسیدن برجام شکل گیرد که بتواند
آنرا به شکست بکشاند.

** بعید است ترامپ رای بیاورد. اما اگر حتی کلینتون
هم انتخاب شود اوضاع مثل زمان اوباما نخواهد بود. وی نیز سنگ اندازی هایی بر سر
راه برجام خواهد کرد البته نه مانند ترامپ. البته
آنها نسبت به اجرای برجام تعهد داده اند و به ویژه اروپایی ها زیر بار آمریکا نمی
روند. اروپا با ما رابطه برقرار کرده است و بین آمریکا و اروپا شکاف افتاده است.

*{در مورد حکم اعدام
بابک زنجانی}وی نباید اعدام شود باید پرونده کاملا روشن شود.

29219

واکنش حافظی به سخنان قالیباف درباره باج دادن به شورا: شهردار پایتخت قصد فرار به جلو دارد

رحمت الله حافظی با اشاره به سخنان اخیر شهردار تهران مبنی بر باج دادن برخی از شهرداران به برخی شوراها برای حفظ جایگاه خود گفت: این صحبت های شهردار جای تعجب دارد، اگر خطاب شهردار، شهرداران و شوراهای سایر شهرهاست باید شهرداران و شوراهای همان شهرها در خصوص این مسائل صحبت کنند و اگر ایشان از چنین مسائلی در خصوص سایر شهرها مطلع هستند در جایگاهی نیستند که آن را مطرح کنند و باید شهرداران و شوراهای همان شهرها پیگیر این مسائل باشند.

رئیس کمیسیون سلامت ادامه داد: اگر منظور شهردار تهران، شورای شهر تهران است و مسائلی است که با اعضای شورای شهر دارد به صراحت مشخص کنند چه کسی از وی باج خواهی کرده که مجبور شده اند برای آنکه در جایگاه خود بمانند، باج دهند. به نظر می رسد این نوع سخنان مصداق تعبیر فرار به جلو باشد. در زمانی که وی باید پاسخگوی مسائل مالی و گزارشات حسابرسی و … به شورا باشد.

وی با بیان اینکه به نظر می آید شهردار با این نوع سخنان قصد ایجاد سپر حفاظتی برای پاسخگویی به برخی انتقادات را دارد گفت: برای آنکه مقابل فرار به جلو گرفته شود به عنوان حافظی یک عضو شورای شهر می خواهم که اگر باجی داده شده و یا آنکه باجی خواسته شده و از سوی شهرداری مقاومت شده است، اعلام شود. این ادبیات، ادبیات مناسبی از سوی فردی که خود را مقام ارشد شهر و حتی کشور می داند ادبیات درستی نیست.

حافظی در پاسخ به این پرسش که برخی از اعضای شورا معتقدند رسانه ها با گزینشی منعکس کردن سخنان شهردار قصد ایجاد تقابل بین شهردار و شورا را دارند گفت: من سخنان شهردار را گوش دادم و متن کامل سخنان وی را نیز مطالعه کردم منظور شهردار تهران شفاف است و نباید راه را گم کرد.

رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران در پاسخ به پرسشی در خصوص انتقاد شهردار به دخالت در فعالیت های شهرداری توسط اعضای شورا گفت: قوانین مرز دخالت و نظارت را مشخص کرده است اگر خارج از آن قوانین اقدام شود ممکن است نظارت به دخالت منجر شود. بنابراین باید در چارچوب قوانین حرکت کرد اما باید مصادیق دخالت نیز مشخص شود و شهردار اعلام کند در چه مواردی اعضای شورا در کارهای شهرداری دخالت کردند.

وی ادامه داد: برخی از مصادیق دخالت می تواند معرفی افرادی برای شهرداری و معاونین باشد که قانون به شهردار این اجازه را داده که شهرداران مناطق، معاونین و روسای سازمان ها و شرکت ها را خودش انتخاب کند و می تواند به این پیشنهادات توجهی نکرده و تصمیم نهایی را بگیرد که تاکنون نیز چنین بوده است.

حافظی با بیان اینکه جای تعجب است چرا تاکنون به موضوع باج دهی به شورا توسط شهردار پرداخته نشده، گفت: اگر این باج ها داده شده که سقوط انجام شده و اگر باجی خواسته شده و در ابتدای سقوط هستیم باید در این زمینه با شفاف سازی مشخص شود که چه کسی قصد باج گیری داشته است.

وی در پاسخ به پرسش دیگری در خصوص قانونی بودن واگذاری زمین از سوی شهرداری تهران برای احداث ساختمان شورای عالی استان ها گفت: این موضوع نیاز به مصوبه شورا دارد و نمی توان بدون تصویب شورا این کار را اجرایی کرد.

وی در خصوص اینکه رئیس شورای عالی استان ها اعلام کرده که این واگذاری نیاز به تصویب شورا ندارد مانند احداث ساختمان های نگهداری معتادان که از سوی وزارت کشور به شهرداری ابلاغ می شود، گفت: این کمپ ها به معتادین سطح شهر تهران که یکی از معضلات شهر تهران هستند، خدمات رسانی می کنند اما شورای عالی استان ها قرار است به شوراهای سراسر کشور خدمات رسانی کند که باید به دلیل هزینه بر بودن آن برای پایتخت، مصوبه شورا را داشته باشد.
رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران در خصوص اینکه شورا به برخی از موضوعاتی که باید در جریان آن باشد اما توسط شهرداری نادیده گرفته می شود، گفت: متاسفانه ریشه این نوع برخوردها در دفاعی است که هیات رئیسه از برخی فعالیت های شهرداری می کند.اعضای شورا برای اعتراض در این موارد می توانند به قوه قضاییه و دادگاه شکایت ببرند که این رویه رویه درستی نیست و کار شورایی باید با مشورت و تصمیم همه اعضای شورا انجام شود.

4747

 

فیلم خارق‌العاده فرود موشک فالکون 9 از دوربین نصب شده روی موشک

 

 

همان طور كه پيش از اين اعلام شد {اينجا}  فرود موفق استیج اول فالکون ۹ چند دقیقه پس از آن صورت گرفت که اسیتج دوم این موشک ماهواره Thaicom 8 را به مدار زمین‌ثابت برد. با این پرتاب تعداد آزمایش‌های موفق فالکون ۹ با موردی که روی زمین فرود آورد به ۴ بار رسیده است که یک موفقیت کامل به حساب می‌آید.

5454

هافبک جوان تیم ملی نگران آینده اش در روسیه نیست

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ سعید عزت اللهی درباره حضور کمرنگش در ترکیب تیم روستوف روسیه می گوید: «این موضوع من را نگران نمی کند. به خاطر ITC نیم فصل را در این تیم از دست دادم. در نیم فصل دوم هم طبیعی بود مربی به ترکیسب تیم برنده اش دست نزند. به خاطر همین به من که بازیکن جوانی هستم کمتر بازی رسید. ولی آقای بردیف سرمربی تیم که عامل حضورم در روستوف بود به من اعتماد زیادی دارد. امیدوارم در فصل بعد بیشتر شانس بازی به دست بیاورم.»

سعید درباره تمرینات تیم ملی می گوید: «جو خوبی در تیم ملی وجود دارد. انشالله بتوانیم یک گام رو به جلوی خوب برداریم.»  او درباره بازی با مقدونیه و قرقیزستان هم توضیح می دهد: «بازی با این دو تیم، بهتر از هیچی است.»

 

252 43